باغ وحش ارم
جمعه 11 بهمن ماه 1392 من و بابایی تصمیم گرفتیم که شما گل پسر و ببریم باغ وحش ارم. این بود که صبح از خونه راه افتادیم و صبحانه رو هم بیرون خوردیم و بعد هم رفتیم باغ وحش و شما کلی حیوانات مختلف را دیدی که خیلی خوشت اومده بود. اینقدر اونجا برات جالب بود و خسته شده بودی که توی ماشین خوابت برد .












سام بعد یک روز باغ وحش گردی حسابی خسته شده و داره خواب حیونای نازو میبینه:)
خواب می بینه که همه حیوونا آزادن و توی قفس نیستند . خواب می بینه که همه حیونا خوشحالند.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



باغ وحش ارم
